طاقه – فهرست پیمان قاسم خانی اعتماد به نفس

طاقه – فهرست: پیمان قاسم خانی اعتماد به نفس مهران مدیری نویسنده انتخابات برنامه فرهنگ و هنر سینما

گت بلاگز مقالات سینمایی پاسخ منتقدان قلم فروش به دلسوزی مهران مدیری!

اگر واقعا از سر دل سوزی است و مصلحت سنجی، این همه آدم مصلحت بین و دل سوز در جامعه هست. آیا اجازه دارید همه را به برنامه تان دعوت کنید؟

پاسخ منتقدان قلم فروش به دلسوزی مهران مدیری!

اگر واقعا از سر دل سوزی است و مصلحت سنجی، این همه آدم مصلحت بین و دل سوز در جامعه هست. آیا اجازه دارید همه را به برنامه تان دعوت کنید؟

واکنش منتقدان به حرف های مهران مدیری

« الآن کسی باور نمی کند که حرفی را بزنید ولی در تیم کسی نباشید. به یک کمبود یا یک اشتباه اشاره کنی ولی از جایی خط نگرفته باشی. تا دهان باز کنی می گویند این طرفدار اوناست! معلوم نیست که چقدر گرفته که اینها را بگوید! بس که قلم ها را فروختند و زبان ها را جهت خوش آمد این و آن چرخاندند باورشان نمی شود که بعضی ها از روی مصلحت و دل سوزی و بدون خود فروشی حرف می زنند. همه باید از وحشت این که مُهر طرفداری و جیره ذلت روی پیشانی ارزش نخورد خفه شوند و این همان چیزی است که آنهایی که سر کارند می پسندند.»

این تازه ترین سخنان جناب مهران مدیری در برنامه «دورهمی» است که پیش از این و در پی ماجرایی دیگر که حمل بر طعنه به نجات دهنده کشور عزیزمان ایران از تلاطم هسته ای شد، گفته بود از سیاست سر درنمی آورد و بعضی حدس زدند اینها را گفته تا در موسم انتخابات دیگر ناچار از تکرار سخنانی از این دست نباشد ولی دست بر قضا سخنان تازه او با انتخابات هم وقت شده است است!

پاسخ منتقدان قلم فروش به دلسوزی مهران مدیری!

ولی این سوء تفاهم از کجا بر می خیزد که بعضی ها باور نمی کنند سخنان انتقادی او یک سره از سر مصلحت و دل سوزی باشد یا متقابلا خود او هم تصور می کند دیگران «قلم ها را فروخته و زبان ها را چرخانده اند»؟

اشاره به چند توصیه شاید به برطرف این سوء تفاهم کمک کند:

1- نخست این که دل سوزی ها و مصلحت سنجی های کمدین – مجری مشهور ما فقط گاهی گُل می کند. توصیه ای که پیش تر در مطلب پُر دیدار « مدیری، می میرد- سازش نمی پذیرد» آینده نگری شده است بود: «باید منتظر انتخابات باشیم» .آیا حالا همان آینده نگری تحقق یافته است؟ اگر این دل سوزی و مصلحت بینی همه مواقع سال گل کند یا اگر تنها متوجه مباحث و افراد خاص نباشد و زبان مبارک ارزش را به جمیع جهات می چرخاندند این سوء تفاهم هم چه بسا شکل نمی گرفت. چند سال پیش البته این سوء تفاهم متوجه فرزاد حسنی هم بود منتها در یک برنامه کوشید زبان را جانب دیگر هم بچرخاند ولی بعد از آن مدت ها از قاب تصویر غایب شد.

2- نویسنده محترم آن مقاله نوشته بود «مهران مدیری را باید درک کرد. چون به هر حال جهت حضور در صدا و سیما و برنامه داشتن به خواست هایی باید تن دهد.»- ( نقل به مضمون) ولی این هم حدی دارد و آرزو شده است بود هم خود او و هم سفارش دهندگان احتمالی به همان حد بسنده کنند. وقتی رسانه انحصاری باشد حافظ و سعدی هم که باشی باید ستایشی روانه کنی تا حرف های دیگر را بتوانی بزنی یا اذن ورود بدهند. با این نگاه اگر سکوت می کرد می شد به حساب همان هزینه ای گذاشت که باید می پرداخت ولی در فقره اخیر جناب مهران مدیری در مقام دل سوز و مصلحت سنج ظاهر شده است و دیگران را به قلم فروشی و زبان چرخانی متهم کرده است.

اگر واقعا از سر دل سوزی است و مصلحت سنجی، این همه آدم مصلحت بین و دل سوز در جامعه هست. آیا اجازه دارید همه را به برنامه تان دعوت کنید؟

این گونه تهمت زنی آشکار را هم ولی چه بسا بتوانیم بگذاریم به حساب اعتماد به نفس فوق العاده مهران مدیری که اگر نداشت گوینده راحت برنامه های رادیویی باقی مانده بود و به این سطح از رفاه مادی و شهرت دست نمی یافت. اگر چه آقای مدیری از این اعتماد به نفس فوق العاده خیلی خیر دیده ولی در بعضی گفتارها از اعتماد به نفس مصطلح فراتر می رود و ممکن است بعضی نام دیگری بر آن بگذارند.

3- عنوان البته خیلی هم پیچیده نیست. خدای ناکرده کسی به مهران خان مدیری نمی گوید حرف نزند و انتقاد نکند. این تصور وجود دارد که یا از او خواسته می شود از این گریزها هم بزند تا کسانی و مدیرانی را خوش آید و او امتثال امر می کند یا خود جهت تضمین استمرار برنامه هر از گاهی چنین می کند. این را هم درک می کنیم. چون مگر چند تا مهران مدیری داریم و در یک دوره او نیز از تلویزیون جدا شد. ولی ادای دل سوزی و مصلحت بینی را درنیاورد بهتر نیست؟

برخی هم البته معتقدند هر جا پیمان قاسم خانی جهت مهران مدیری متن نوشته کار خوبی از کار درآمده و هر جا او نبوده (مانند همین دورهمی) مدیری نتوانسته این خلأ را پر کند و به بیان دیگر مدیری هر قدر هم مجری و کمدین خوبی باشد در تولید مطلب و نوشتن توانا نیست و آثار خوبی که به نام او می شناسیم در واقع تولید ذهن پیمان قاسم خانی بوده و در غیاب او یک جای کار می لنگد و این گونه سخن گفتن ها به خاطر غیبت نویسنده ای است که بدون او مهران مدیری هرگز موفق نمی شد. تفاوت کیفی آثار او هم با حضور یا غیبت پیمان قاسم خانی قابل فهم است.

پرسش جدی ولی این است که اگر واقعا از سر دل سوزی است و مصلحت سنجی، مگر این همه آدم مصلحت بین و دل سوز در جامعه نیست؟ آیا اجازه دارد یا خواسته آنها را هم دعوت کند تا دو کلمه حرف حساب متفاوت هم مردم بشنوند؟

اگر دعوت نکرده و نمی کند، نکند ولی ادای دل سوزها را هم در نیاورد. اگرهم آن گونه صورت ها با مباحث مورد علاقه برنامه مرتبط نیستند خود او هم سخنان بی ربط نزند و اگر هم دعوت کرده و اجازه نداده اند ادا یا ادعای استقلال را واگذارد.

با همه این احوال مهران مدیری را همچنان باید درک کرد. نقش های خوب او را هم فراموش نمی کنیم. نویسنده این سطور استعداد ارتقای او از آن جوان کناره گیر فیلم «دیدار» تا شهرت و امکانات امروز را هم می ستاید. ولی چه کنیم که قلم نافروش ها و زبان ناچرخان هایی هم هستند که از سر خامی خیال می کنند مدیری خوشایند مدیرانی سخن می گوید تا برنامه اش را حفظ کند یا در قاب سیما بماند. مگر چند تا صدا و سیما داریم؟!ُ

پاسخ منتقدان قلم فروش به دلسوزی مهران مدیری!

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر
seemorgh.com/culture

عبارات مهم : پیمان قاسم خانی – اعتماد به نفس
منبع:asriran.com

اگر واقعا از سر دل سوزی است و مصلحت سنجی، این همه آدم مصلحت بین و دل سوز در جامعه هست. آیا اجازه دارید همه را به برنامه تان دعوت کنید؟

واژه های کلیدی: پیمان قاسم خانی | اعتماد به نفس | مهران مدیری | نویسنده | انتخابات | برنامه | فرهنگ و هنر | سینما


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz